اندیشه ی انتقادی در حسابداری

متن مرتبط با «ازرا» در سایت اندیشه ی انتقادی در حسابداری نوشته شده است

با ربا - ترجمه ای از کانتوی XLV ازرا پاند

  • نیلوبلاگ

    با رِبا[1] با رِبا هیچ آدمی خانه ای از سنگ های خوب ندارد که هر خشتش به خوبی برش خورده و سر جای خود باشد و نمایی روی آن را پوشانده باشد، با ربا هیچ آدمی بهشتی نقش شده بر دیوار کلیسایش ندارد هارپس ات لوز[2] یا آنجا که باکره پیغام را دریافت می کند و هاله ی نور از شکاف بیرون می تراود، با ربا هیچ آدمی «گونزاگا وارثانش و معشوقگانش[3]» را نمی بیند هیچ نقشی برای آن که بماند یا با آن زندگی شود کشیده نمی شود تنها برای این کشیده می شود که فروخته شود و زود فروخته شود با ربا، گناه در برابر طبیعت، نان توست که بیشتر و بیشتر چون کهنه ی بوگرفته است نان تو مثل کاغذ خشک است، بی گندم کوهساران، بدون آرد غنی با ربا خط ضخیم تر می شود با ربا خط و مرز مشخصی وجود ندارد و هیچ آدمی نمی تواند منزلگاهی بیابد. سنگتراش از...

    ادامه مطلب
  • سرود چهل و ششم - ازرا پاند

  • نیلوبلاگ

    بخش ابتدایی سرود: و اگر تو خواهی گفت که این حکایت می آموزد درسی، یا جناب کشیش الیوت زبانی طبیعی تر یافته است تویی که می اندیشی خواهی شد به دوزخ به شتاب ان روز ابرها بر فراز «ذوق» بودند و سه روز ابرهای برفی بر فراز دریا همچون صفی از کوه ها انباشته شده بودند برف می بارید(.)یا باران، بی رحم می بارید، دیواری از خطوط چنان که می توانستی ببینی کجا هوا باز بود و کجا باران در کنارش می بارید یا برف میبارید در کنارش هفده سال بدین منوال، نوزده سال، نود سال بدین منوال و یارو ریشوئه می گه (با پاهای هرگز شلوار به خود ندیده) «اگه اینطوره، هر دولتِ دو زاری ای می تونه سود نقدی بده؟» سرگرد قدری مزمز...

    ادامه مطلب