
مارکس به نقش کلیدی کالا در اقتصاد سرمایه-گرا اشاره می کند. احتمالا بعدا در بحث کالایی-سازی می خواهد از این مفهومی که برای کالا توصیف می کند استفاده کند. او می گوید: «ثروت جامعه هایی که در آن ها سرمایه-گرایی حکم-فرما است٬ به شکل ... «کالا» بازنموده می شود». از دید او در ابتدای کار٬ کالا یک چیز خارجی است که به وسیله ی «ویژگی های» خود «نیازهای» آدمی را بر می آورد. مهم نیست که این نیازها از خواسته های تن سرچشمه بگیرد یا ناشی از نوع نگاه یا تخیل انسان باشد و این هم مهم نیست که آیا به طور مستقیم برای رفع نیازها مصرف می شود یا برای تولید کالاهای دیگری استفاده می شود که آن ها به نوبه ی خود نیازها را ر...
ادامه مطلب
فوکو را فراموش کن گفتمان فوکو خود یک گفتمان قدرت است. نوشتار فوکو از یک سو مارپیچ توانمند زایایی که دیگر معماری مستبدانه ای نبوده بل انشعابی تو در تو, پیچش و چرخشی بی آغاز است که هر چه گسترده تر و راسخ تر در حال واگشایی است و اما از سوی دیگر جریان قدرت شاخه شاخه ای است که از سرتاسر شبکه مختلخل امور اجتماعی ذهنی و شبکه ی تن ها بیرون تراویده و به گونه ای ناپیدا در حال تنظیم فن آوری های قدرت است (جایی که روابط قدرت و فریبندگی به شکلی ناگشودنی در هم تنیده است). گفتمان فوکو فضایی که خود گشوده جریان یافته، آن فضا را پرورده و از خود می آکند. بندها و فصل ها در مارپیچ ها تاب می خورند؛ یک شاهکار مرکز زد...
ادامه مطلب
بخش «پایان پانوپتیکون» نام این بخش از یک طرح معماری به نام پانوپتیکون گرفته شده است که توسط جرمی بنتام٬ فیلسوف و نظریه پرداز اجتماعی انگلیسیس ارائه شد. مفهوم بنیادی این طرح آن است که این امکان را فراهم کند که همه ی ساکنین این بنا (pan) توسط یک شخص ناظر واحد مشاهده (opticon) شوند بدون این که بتوانند بفهمند آیا تحت نظارت هستند یا نه.بودریار کار خود را در این بخش با یک مثال از سریال خانواده ی لاود شروع می کند. در این سریال پر طرفدار٬ زندگی عادی خانواده ای به نام لاود در طی هفت ماه بدون هیچ فیلمنامه ای فیلمبرداری و از طریق تلویزیون پخش می شد: «هنوز هم این ایدئولوژیِ تجربه ی زنده – نبش قبر واقعی...
ادامه مطلب
چرا مارکس؟ چرا اینقدر اسم مارکس را می شنویم؟ چون مارکس و احتمالا فروید٬ کسانی بودند که بسیار شدیدتر از دیگران بنیاد برداشت عادی ما از جهان را ویران کردند. در فهم مارکس٬ شاید مهم ترین چیز٬ درک معنای ایدیولوژی است. ایدیولوژی نگاهی است که فرد یا افراد نسبت به جهان دارند. جهان برای افراد همان چیزی است که می بینند٬ بنابراین٬ در واقع ایدیولوژی تعیین کننده ی جهان افراد است. چیزی است که جهان افراد را می سازد. ایدیولوژی با این دریافت همراه و از هم جدانشدنی است که «آنچه من می بینم (از جهان)٬ همان چیزی است که جهان در واقع هست». نکته ای دیگر که در فهم مارکس نقشی اساسی دارد٬ مد تولید است. مد یا اسلوب تولید است. ...
ادامه مطلب